تاکتیکهای فردی به برنامه هایی اطلاق می شود که بازیکن به تنهایی در جهت رسیدن به هدف و بطور مشخص و سازماندهی شده از این برنامه ها استفاده می نماید. بر اساس اطلاعات فیفا تاکتیکهای فردی در ده دستور جای می گیرند:
1. هر بازیکنی که صاحب توپ می شود ، یک حمله جدید آغاز می شود.
2. هر بازیکنی که توپ را از دست می دهد باید دفاع کند ( حتی اگر توپ در منطقه حریف باشد. ).
3. بازیکن نباید اجازه دهد که توپ از کنار وی عبور نماید ، در صورتی که می تواند آن را تصاحب کند.
4. به خاطر حمایت از بازیکن هم دسته باید پاس مورد حمایت قرار گیرد.
5. برای دریافت ، بازیکن باید به استقبال توپ برود تا مدافع حریف فرصت قطع کردن توپ را پیدا نکند.
6. بازیکن با استفاده از فراست و زیرکی به موقع از دریبلینگ استفاده نموده و برای خود فضا ایجاد می کند و به فضای ایجاد شده می رود.
7. بازیکن نباید اجازه بدهد توپ به زمین بخورد.
8. بازیکن با قرار دادن بدن بین توپ و حریف ، توپ را پوشش بدهد.
9. برای برقرای ارتباط باید رو به توپ بازی کرد.
10. شروع های مجدد یک حمله جدید است که با حمایت باید صورت گیرد.
بازیکنان فوتبال باید بتوانند از تکنیکها که مهارت اجرای حرکات هستند در خدمت تاکتیک استفاده نمایند. تاکتیکی دارای احتمال موفقیت بیشتر است که با استفاده از تکنیک اجرا شده باشد.
با انجام تمارین مداوم و صحیح نیز می توان تکنیک اجرای حرکات را بهبود بخشید.
1- جایگیری : شامل قابلیت ایجاد زاویه,آگاهی در استقرار نسبت به وضعیت های مختلف توپ,جایگیری در موقعیت های مختلف هنگام ضربات ایستگاهی,تجربه
2- عکس العمل : به ترتیب شامل : 1-سرعت 2-سرعت تحلیل 3-سرعت تصمیم گیری 4-سرعت واکنش
3- پیش بینی : شامل قابلیت پیش بینی در وضیت های مختلف بازی , قابلیت بازیخوانی , آگاهی از مهارت حریفان , تجربه
4- خروج : شامل خروج برای مهار سانتر های ارسالی از جناحین , مهار توپ های بلند بر مبنای درک و هوش و پوشش پشت مدافعان
5- قابلیت شیرجه و مهار توپ : شامل تکنیک مهار توپ های زمینی , قابلیت مهار توپ های بلند بر مبنای تکنیک - تکنیک شیرجه
6- مهارت در شروع بازی : شامل شروع بازی با پا , شروع بازی با دست و مهارت شروع حمله
7- مهارت تاکتیکی : شامل پوشش , بازیسازی ضد حمله , بردن بازی به مناطق مورد نظر تدابیر تیمی
8- ارتباط : شامل هماهنگی با خط دفاع , ارتباط با همبازیان , ارتباط با مهاجمین , فرماندهی دیوار دفاعی در هنگام زدن ضربات ایستگاهی
9- قدرت روانی : شامل مصمم بودن , شجاعت , جسارت , اعتماد به نفس , انگیزه , روحیه برتری جویی , خونسردی و تمرکز , قدرت هدایت و رهبری , تجربه
10- قابلیت مقابله با شرایط یک در مفابل یک : شامل :1-حرکت به سمت مهاجم پا به توپ 2-تشخیص زاویه مناسب 3- مهارت در زمان بندی و زمان گیری 4- شجاعت در موقعیت 5- تجربه
آیا میدانید شدت ورزش به چه معنی است یا منظور از ورزش ملایم، متوسط و شدید چیست؟ وقتی ورزش میکنید از کجا باید بفهمید که ورزش شما مفید بوده و از شدت مناسبی برخوردار است؟ یا از همه مهمتر چطور میتوان شدت ورزش را اندازهگیری کرد؟ برای دانستن اطلاعاتی در مورد شدت ورزش میتوانید از این مقاله استفاده کنید.
شدت ورزش یعنی چه؟
شدت ورزشی که انجام میدهید، میزان اکسیژن مصرفیای که برای ورزش کردن مصرف میشود و نیز میزان کالریای که هنگام ورزش میسوزانید را تعیین میکند. در مورد ورزشهای ایروبیک مانند پیادهروی، شنا یا دوچرخه سواری هرچه ورزش برای شما سختتر باشد شدت بیشتری دارد. به عنوان یک قانون عمومی ورزش با شدت متوسط بهترین است. اگر ورزش شما بسیار ملایم باشد به اهدافی مانند تناسب اندام یا کاهش وزن دست پیدا نمیکنید و اگر بسیار شدید ورزش کنید ممکن است خسته و فرسوده شوید، احتمال رها کردن ورزش زیاد میشود و خطر آسیب دیدگی نیز افزایش مییابد. ورزش متوسط خطر آسیبدیدگی را کاهش میدهد و شانس ادامه برنامه ورزشی و پیشرفت در آن نیز بسیار بیشتر میشود.
چگونه شدت ورزش را اندازه گیری کنیم؟
اگر به دنبال روش سادهای هستید که نیاز به محاسبات ندارد میتوانید از این روش استفاده کنید. وقتی با شدت متوسط ورزش میکنید، ورزش برای شما قابل انجام است اما احساس میکنید که این ورزش کمی برای شما سخت است. وقتی این علائم را دارید بدانید که شدت ورزش شما متوسط است:
تندتر از معمول نفس میکشید.
کمی تعریق دارید.
مقداری کشش در عضلات احساس میکنید.
روش دیگر برای تخمین شدت ورزش، تست صحبت کردن است. در ورزش با شدت متوسط شما میتوانید جملات کوتاه را بگویید اما نمیتوانید جملات بلند و دنباله دار را بگوئید یا آواز بخوانید!
اگر روش دقیقتری میخواهید و ترجیح میدهید از محاسبات کمک بگیرید میتوانید از تعداد ضربان قلب استفاده کنید. برای این کار باید ضربان قلب هدف را برای خود تعیین کنید. وقتی که با آخرین توان ورزش میکنید ضربان قلب شما در حداکثر میزان خود قرار دارد. این میزان را بشمارید. اگر شما یک فرد بالغ و سالم هستید، شدت ورزش شما باید تا حدی باشد که ضربان قلبتان بین 60 تا 85 درصد حداکثر ضربان قلب شما باشد. البته اگر بیماری خاصی دارید، سابقه مشکلات قلبی ریوی دارید یا دارو مصرف میکنید قبل از این کار در مورد شدت ورزش باید با پزشک خود مشورت کنید.
ضربان قلب هدف را چگونه به دست آوریم؟
برای اینکه ضربان قلب هدف را برای خود تعیین کنید به این طریق عمل کنید.
سن خود را از عدد 220 کم کنید. عدد به دست آمده تقریبا بالاترین میزان ضربان قلب شماست.
این عدد را در 6/0 ضرب کنید تا حد پایینی ضربان قلب به دست آید.
همان عدد را در 85/0 ضرب کنید تا حد بالایی ضربان قلب شما به دست آید. این دو عدد به دست آمده تعداد ضربان قلب مناسب شماست که حین ورزش باید ضربان قلبتان در این محدوده باشد.
چگونه ضربان قلب را چک کنیم؟
هنگام ورزش میتوانید ضربان قلب خود را اندازه بگیرید. برای این کار میتوانید با دو انگشت خود در گردن، کنار نای را لمس کنید. حتما میتوانید نبض را پیدا کنید. ضربانی که زیر انگشتان خود احساس میکنید نبض شریان کاروتید است. همزمان به ساعت نگاه کنید و تعداد ضربانها را به مدت 15 ثانیه بشمارید. در نهایت عدد به دست آمده را در 4 ضرب کنید تا تعداد ضربان قلب شما در یک دقیقه به دست بیاید. میتوانید تعداد ضربانها را با استفاده از نبض مچ دست نیز تعیین کنید. برای این کار باید انگشتها را روی سطح داخلی مچ دست، در سمت نزدیک به انگشت شست بین استخوان و تاندون قرار دهید تا نبض شریان رادیال را احساس کنید. باز هم تعداد ضربان را در 15 ثانیه شمرده و آن را 4 برابر کنید تا تعداد ضربان قلب در یک دقیقه به دست آید.
اگر هنگام ورزش تعداد ضربان قلب شما در محدوده گفته شده قرار دارد شدت ورزش شما کاملا مناسب است. اگر ضربان قلب شما آهستهتر از محدودهی هدف بود کمی به شدت ورزش اضافه کنید و اگر ضربان قلبتان سریعتر از چیزی است که باید باشد کمی ملایمتر ورزش کنید تا به محدودهی مورد نظر برسید. به تدریج با پیشرفت در ورزش میتوانید شدت ورزش را کمی افزایش داده و مجددا برای خود ضربان قلب هدف را تعیین کنید.
دانستن شدت ورزش چه فایدهای دارد؟
اگر با شدت مناسب ورزش کنید، منافع بیشتری از ورزش کردن خود به دست خواهید آورد. در این صورت به مرور زمان میتوانید شدت ورزش خود را، متناسب با افزایش کارایی قلب افزایش دهید. هرچه بیشتر به پیش میروید بدون اینکه فشار بسیار زیادی به شما وارد شود هم از منافع ورزش بیشترین استفاده را میکنید و هم به مرور زمان، شدت ورزش را بدون اینکه بار اضافی به قلب شما تحمیل شود افزایش داده و به حداکثر خواهید رساند.
منبع :
http://www.volleyball.mihanblog.com
در سال 1990 وقتي آقاي چارلزهيوز مربي نامدار انگليسي کتاب WINING FORMULA را به چاپ رساند، او که در آن زمان داير کتور مربي گريASSOCIATION F. A FOCTBALL يا جامعه مربيان انگليسي بود، از آمار و ارقام در روش هاي متناسب براي پيروزي و موفقيت سخن گفت، او از بکار گرفتن بازي مستقيم و روان با توجه به مالک بودن توپ در حمله سخن گفت و خوب بازي کردن را يک وظيفه دانست او اعتقاد دارد که يک مربي بايد به سرعت در يابد، که چه چيزهايي سبب مي شود که تيمش کارائي لازم را نداشته باشد.
بازي کنان کليدي او چه کساني هستند و آگاهي آنها از پستي که بازي مي کنند تا چه اندازه است و مشکلات چه زماني بيشتر مي شود و در چه منطقه اي از زمين اين مشکلات ظهور مي کند.
اغلب در يک تيم خوب با يک سازمان تيمي قابل قبول بازيکنان برجسته قابل به درک اين مشکل بوده و خود قادر به برطرف کردن آن هستند. وقتي ما قادر به درک و شناخت مشکلات تيم خود باشيم، هدف هاي ما براي رفع آن به ما کمک مي کند، اما نياز به ديد و درک و بينش و دانش نزد مربيان و انتقال آن به بازيکنان هميشه سوال بزرگي است.
در يک فوتبال خوب هميشه سه مساله:
زمان TIMING
فصل SPACE
عمل FUNCTION
بايد مورد توجه و تجزيه و تحليل قرار گيرد، و هميشه شما با اين سه سوال روبرو هستيد.
کي WHO
چگونه WHAT
کجا WHERE
مشکل را ايجاد مي کنند
همواره مشاهدات يک مربي در ارتباط با سه وضعيت مشخص بايد بررسي شود.
1- مالک بودن تيم خودي (يعني در اختيار داشتن توپ و به عبارت ديگر بهنگام حمله)
2- مالک توپ بودن تيم حريف (معني از دست دادن توپ و به عبارت ديگر بهنگام دفاع)
3- انتقال از مرحله يک به دو "چگونگي از دست رفتن توپ" و انتقال از مرحله دو به يک "چگونگي صاحب توپ شدن" با همه آن ها زيبايي فوتبال در آن است که لحظه به لحظه عوض مي شود، اما دانش و تجربه يک مربي و انتقال آن به بازيکنانش همواره مي تواند کارساز باشد.
اشتياق براي بردن و يا ايجاد انگيزه براي پيروزي در يک تيم را امروزه در کلاس هاي روانشناسي و در يک واحد درسي بنام موفقيت در رهبري يک تيم تدريس مي کنند. در اين کلاس ها مربي به فرا گرفتن، روحيه داشتن و روحيه دادن، "INSPIRE" در کنار انگيزه هاي متفاوت و خلاقيت براي برنده شدن گفت و گو مي شود، هدايت يک گروه هماهنگ براي رسيدن به نهايت پيروزي کار آساني نيست چرا که همه مربيان به پيروزي مي انديشند و اين کار را بسيار سخت تر مي کند وقتي که تنها يک تيم مي تواند قهرمان شود، مي گويند از ديگر ابزاري که مي تواند در موفقيت يک تيم سهم داشته باشد، تجزيه و تحليل يک مسابقه و نشان دادن آمار و ارقام به يک بازيگر و يا بعد از مسابقه براي آماده شدن او در رقابت ديگر است. از سال 1950 بررسي و مقايسه ارقام و اعداد سهم شايسته اي را در فوتبال و بطور کلي ورزش به خود اختصاص داده است، بهمين خاطر مربي بايد با در اختيار داشتن اطلاعات از تيم مقابل و آماده کردن و همراه نمودن آن با تاکتيک و استراتژي مورد نظر خود به توانايي هاي بازيکنانش چه از نظر فردي و چه از نظر تيمي بپردازد. شايد سخت ترين مرحله انتقال دانش و آگاهي است که مربي بايد آنها را براي آمادگي تيم خود با تمرين هايش در آميزد، اغلب اين اطلاعات به طريق علمي و از زبان ارقام و سختي هاي نمايشي حرکات مدد کار مربيان و بازيکنان است.
· . توانائي هاي فيزيكي بازيكنان فوتبال عبارتند از :
· شتاب Acceleration))
· چابكي Agility))
· تعادل Balance))
· سرعت Speed))
· توانايي تغيير آهنگ در سرعت Pace))
· استقامت Stamina))
· قدرت (Strength)
· وضعيت جسماني Condition)) كه با تستهاي پزشكي گليكوژن، اسيدلاكتيك و … بدست مي آيد
· سرعت عكس العمل Reflex))
· جهش و پرش Jumping))
· هماهنگي عضلاني ـ عصبي Coordination))
· ضريب مصدوميت Injury Potential))
· · قابليتهاي ذهني و روحي بازيكنان عبارتند از :
· آگاهي نسبت به محيط اطراف در زمين Awareness))
· تمايل به كار گروهي Team Work))
· بازي خواني (Anticipation)
· قابليت تطبيق محيطي Adoptability)) كه از عوامل مهم بازيكنان در تغيير باشگاه و جا افتادن در باشگاه جديد است
· اعتماد به نفس Confidence))
· تمايل به جنگندگي (Aggression)
· شجاعت و تمايل به ريسك كردن Bravary))
· توانايي در رهبري Leadership))
· استعداد ذاتي در يادگيري Flair))
· روحيه Moral))
· · توانائيهاي تكنيكي بازيكنان عبارتند از :
· پاس دادن Passing))
· كنترل توپ Ball Control))
· دريبل كردن Dribbling))
· تنوع در اجراي مهارتها و تكنيكها در شرايط بازي Versatility))
· خلاقيت Creativity))
· دقت در شوت Shooting Accuracy))
· قدرت در شوت Shot Power))
· ضربات سر در دفاع و حمله Heading))
· توانايي در درگيري هاي انفرادي هنگام دفاع (Tackling)
· يارگيري نفر به نفر Marking))
· حركات بدون توپ Off the Ball))
· شروع مجدد Set Pieces))
· سانتر كردن Crossing))
· پاي مورد استفاده براي اجراي مهارتها Preferred Foot))
· جاگيري Positioning))
· در مورد دروازبانان فاكتور هاي تكنيكي عبارتند از
· چسبناكي دستها و توانايي استفاده از آنها Handling))
· جاگيري Positioning))
· توانايي هاي شيرجه زدن و تكنيكهاي دروازباني Diving and Goalkeeping Techniques))
· مجموعه اين عوامل تعيين كننده سطح فني بازيكن و محل قرار گرفتن وي در رتبه بندي بازيكنان است. هر بازيكني كه رتبه بهتري بدست آورد شانس بيشتري براي حضور در تيم و همچنين حضور در تركيب اصلي را دارا ميباشد. در اين سبك، ابتدا بازيكنان درون زمين انتخاب شده و آنگاه آرايش و تاكتيكهاي تيمي براي حضور در زمين بر مبناي آنان شكل ميگيرد.
· سبك مربيگري و نحوه نگرش مربي ميتواند تاثير زيادي بر روي انتخاب و گزينش بازيكنان بگذارد. بطور كلي سه نوع سبك مربيگري در فوتبال امروز وجود دارد. اين سه سبك عبارتند از
· مربيگري با تاكيد بر قدرت بدني Fitness Based)) : علاقه مربي در اين سبك بيشتر به انتخاب بازيكنان قدرتي است و تمركز تمرينات تيم نيز بيشتر بر مقوله قدرت شكل ميگيرد. بيشتر مربيان آلماني در اين سبك قرار ميگيرند. در فوتبال خودمان هم علي پروين، اصغر شرفي و … از اين سبك پيروي ميكنند.
· مربيگري با تاكيد بر تكنيك Technique Based)) : در اين سبك مربيگري تاكيد مربي بيشتر بر روي خلاقيت و تكنيك بازيكنان دور ميزند و تمرينات تيم نيز بيشتر بر اين مبنا انجام ميشود. مربيان برزيلي و آمريكاي لاتين در جهان و منصور پورحيدري، حميد عليدوستي، ناصر حجازي و … در ايران در اين سبك قرار ميگيرند.
· مربيگري با تاكيد بر تاكتيك Tactic Based)) : در اين سبك ديدگاه مربي در تاكيد بر كار گروهي است. مربيان ايتاليايي مانند ساچي اكثرا در اين سبك قرار ميگيرند. در ايران حسن حبيبي، فيروز كريمي و فرهاد كاظمي از اين جمله مربيان هستند.

1- همواره به توپ نگاه کنید.
2- مدافع همیشه باید بین دروازه و مهاجم حریف باشد.
3- سعی کنیدحریف را از مسیرخودش منحرف کنید و اورا به کناره های زمین بکشانید.(آخرین عمل: تکل کردن)
4- اگردرمقابل مهاجم قرارگرفتید چندقدمی به عقب بردارید.
5- به مهاجم دریبل زن وباهوش، کم نزدیک شوید.
6- به مهاجم ضعیف نزدیک شوید وتوپ او رابگیرید.
7- به محض اینکه یارهم تیمی درخواست پاس کرد،پاس بدهیدومعطل نکنید.
8- فقط درمواقع خطرناک توپ رابه سمت بیرون تکل یا دفع کنید.
9- اجازه تصمیم گیری به حریف ندهید.
10- درمواقع حساس توپ را به گوشه هاببرید.
11- همیشه درمحوطه جریمه مراقب پنالتی باشید.
12- هیچ گاه چندنفری به یک نفر حمله نکنید.
13- بعداز دریبل خوردن برگردید.
14- هیچ گاه از هیچ حریفی نترسید.
15- اگر دفاع منطقه ای می کنید جای خود واگر یارگیری می کنید یار خودراهیچگاه رها نکنید.
16- درهنگام ضربات شروع مجدد وکرنر حریف اصل اولیه یارگیری است.
17- درحالت آفسایدگیری برروی خط آفساید وجلوترازمدافع میانی بایستید.
18- از سرعت بیش از حد در دفاع پرهیزکنید.
19- درجلوی دروازه(محوطه یک سوم دفاعی)دریبل نکنید وبه طورکلی کمتر خطرکنید.
20- وقتی توپ به خارج از بازی می رود تمرکز داشته باشیدوموقعیت خودرامستحکم کنید.
مربی باید متواضع باشد
فابیو کاپلو تلفیقی است از اشتیاق و علاقه شدید به علاوه تعصبات اعتقادی روی نظریات شخصی و این را هم در عرصه مربیگری، هم بازیگری با کسب عناوین و افتخارات متعدد اثبات کرده است.
او در هر چهار باشگاهی که به عنوان سرمربی روی نیمکت نشسته عناوینی را کسب کرده، میلان، رم، رئال و یوونتوس گواه خوبی برای این ادعا هستند و حالااین روزها را به استراحت میپردازد. پس از قهرمانی با رئال در فصل گذشته ظاهراً روزهای آرامی را میگذراند. خبرنگار سایت یوفا در نشستی که با وی داشت در خصوص دانش مربیگری و عناصر وابسته و تأثیرگذار در آن با دن فابیوی ایتالیایی صحبت کرده که در ادامه می خوانید:
- هنگامی که یک فوتبالیست بودی، کدام مربی بیشترین تاثیر را رویت گذاشت؟
در دوران نوجوانی مربی یی داشتم به نام جیووان باتیستا فابری. او روی من تاثیر بسزایی گذاشت و پس از او هلنیو هررا بیش از سایرین در من تاثیرگذار بود. او معتقد بود که نباید از حریف ترسید، قاطع بود و اعتماد به نفس کافی برای پیروزی داشت.
- چه زمانی فهمیدی که میخواهی مربی بشوی؟
وقتی از بازی دست کشیدم و از زمین فوتبال خداحافظی کردم. مردم هنوز هم وقتی مرا میبینند میگویند که من تصمیم درستی گرفتهام و تواناییهای بالفطره خوبی برای مربیگری داشتم. آن روزها من فوراً با تیم جوانان شروع به مربیگری کردم، این چیزی بود که واقعاً به آن علاقه داشتم، چرا که من از کشوری هستم که فوتبال از کودکی با آنها همراه است و همیشه و در هر مقطعی فوتبالیست های آن دوست دارند در زمین چمن بدوند، به همین علت مایل بودم به پسران جوان که عاشق فوتبال هستند یاد بدهم چطور می توانند پیشرفت کنند و در دنیا به سطوح عالی برسند، هم از نظر تکنیکی و هم از لحاظ شخصیتی.
- به طور مثال می توانی تمریناتی را که به یک بازیکن می دادی تا بتواند بازی اش را تقویت کند توضیح دهی؟
به منظور پیشرفت و بهبود در فوتبال شما باید ابتدا نقاط ضعف بازیکن را پیدا کنید، اما شما فقط زمانی می توانید به او کمک کنید که بازیکن خودش بداند که هر آنچه از او می خواهید انجام دهد، به منظور رشد و پیشرفت خودش است و نه افشا کردن ضعف ها و نقایص اش: بهترین چیزی که برای خود من اتفاق افتاد و به نظرم مساله بسیار باارزشی است. این اتفاق هنگامی که در دهه 90 من سرمربی کلارنس سیدورف بودم، افتاد. پس از دو ماه از او پرسیدم: «فکر میکنی میتوانی شوت بزنی؟» و او گفت: «بله، خیلی خوب و عالی.» من به او گفتم تو میتوانی فقط از یک راه شوت بزنی در حالی که در فوتبال یک بازیکن باید قادر باشد از راههای مختلف و موقعیتهای متفاوت شوتزنی کند، با بیرون پا، با داخل پا و... آن روزها من سعی میکردم با همین نکات به او درسهای کوچکی بدهم. او فوتبالیستی بود که شخصیت قوی و بزرگی داشت و در بازیاش نوعی قاطعیت به چشم میخورد و هنگامی که پیشرفت را آغاز کرد خیلی زود پلههای ترقی را پشت سرگذاشت.
- شاید اگر خودت فوتبالیست نبودی نمی توانستی این چیزها را به این سادگی و راحتی با بازیکنانت درمیان بگذاری.
بله، در حقیقت این تفاوتی است میان مربی که خودش فوتبال بازی کرده و کسی که بازی نکرده، مربیانی که خود فوتبالیست نبوده اند بیشتر روی تاکتیکها تأکید دارند تا تکنیک چرا که اصلاحکردن یا تغییر دادن یک قهرمان هیچ گاه کار آسانی نبوده است.
- سه نکتهای که به عنوان نصیحت میتوانی به یک مربی جوان بگویی چیست؟
آنها نیاز دارند که متواضع و فروتن باشند اما در کنار آن شخصیتی قوی داشته باشند و به بازیکنان خود احترام بگذارند. یک مربی باید با بازیکنانش صحبت کند، اما با آنها دوست نزدیک نشود.
اگر شما با بازیکنت دوست بشوی سایرین بلافاصله حسادت میکنند و صحبتهایی از این قبیل زده می شود که این بازیکن اگر در ترکیب تیم است فقط به علت دوستی و ارتباطش با مربی است. شما باید راهی را پیدا کنید که به موازات بازیکنان در زمین حضور داشته باشید. هیچگاه فقط روی یک سیستم پافشاری نکنید و تعصب نشان ندهید. به نظرم این بزرگترین اشتباهی است که میتوانید انجام دهید. بسیاری فکر میکنند فقط یک شیوه و سیستم خوب و موفق وجود دارد، اما به نظر من اینطور نیست.
-نظرت درباره لیگ قهرمانان اروپا در مقایسه با فصل قبل چیست؟
به نظرم لیگ امسال خیلی جذاب تر و دیدنی تر می شد اگر تیم بزرگی مانند بایرن مونیخ هم در آن حضور داشت. بایرن میتوانست تیم قدرتمند و موفقی در جام قهرمانان باشد. آرسنال، لیوپورل و چلسی هم تیمهای جنگنده و مبارزه طلبی هستند، تیم های ایتالیایی هم خوب بازی میکنند و بارسلونا از اسپانیا قدرت زیادی دارد. به نظرم قهرمان امسال از بین این چند تیم است، اگرچه غیر از بارسلونا، سایر تیمهای اسپانیایی هم بسیار رقابتی بازی میکنند.
- لیگ قهرمانان اروپا یک ماراتن است و نه دوی سرعت. چگونه میتوان شکل و قالب بازیهای گروهی را با قالب بازیهای دورههای حذفی مقایسه کنی؟
در بازیهای گروهی که رفت و برگشتی هستند همه چیز منصفانه است، چرا که از آنجایی که همه تیمها فصل را همزمان آغاز نمی کنند، شما وقت این را دارید که تیم را اصلاح کنید، اما در بازیهای حذفی ما به روزهای گذشته و قبل بازمیگردیم و این همه چیز را کمی سختتر میکند و بیشتر از سایر بازیها استرس زا است. البته همه بازیهای لیگ قهرمانان به همین شکل است، چرا که فشار و استرس زیادی روی تیمها و مربیان وارد میشود. شما مجاز نیستید حتی یک خطا بکنید و همیشه به شانس احتیاج دارید.
- به عنوان یک مربی چطور تیم را به آمادگی می رسانی؟
آمادهشدن برای بازیهای گروهی همانند بازیهای حذفی است، ولی شما به ندرت تفاوتهای نامحسوس این دوگونه رقابت را متوجه میشوید، اما حقیقت این است که آمادگی برای حضور در بازیهای حذفی کمی فرق دارد. قوانین گلهای خارج از خانه یک فاکتور کلیدی است و چیزهایی شبیه به آن و فقط مسأله یک امتیاز یا سه امتیاز نیست و همه چیز سختتر است.
تهیه و تنظیم: رضا فضائلی
دروازه بان در فوتبال يك متخصص است و دروازهباني يك كار كاملا تخصصي است، اما نه بدين معنا كه وي جداي از ديگر بازيكنان تيم تلقي شود، بلكه به واقع تاثير او و مسئوليتش دربازي انكار ناپذير است و غير ممكن است تيمي به موفقيت برسد، در حاليكه از دروازهبان مطمئني برخوردار نباشد، نقش دروازهبان در پيروزيها و علي الخصوص در شكستهاي يك تيم هميشه پر رنگتر از ديگر بازيكنان است و خطاهاي آنها بيش از هر بازيكن ديگري در بازيها به چشم ميآيد. از اين رو واقعاً دروازهبانها سزاوار يك توجه ويژهاند.
دروازهباني يك پست تخصصي است، پس آنها نيازمند يك مربي متخصص نيز هستند، يك مربي كه مسلط به تكنيك ها و تاكتيكهاي دروازهباني باشد، به علم تمرين و نيازمنديهاي يك دروازهبان واقف باشد و در كنار آگاهي به علوم جديد از تجربه خوبي هم برخوردار باشد و در نهايت از فلسفه روشني در كارش سود ببرد.
فلسفه دروازهباني و مربيگري دروازهباني :
يك دروازه بان هم براي اينكه پيشرفت كند بايد داراي فلسفه كاري باشد، نوع و شيوه حركات دروازهبانها، توپگيري، زاويه بندي، گرفتن پنالتي، قدرت رهبري، ميزان ارتباط، توانايي در خلق موقعيت ضد حمله و … به طور چشمگيري وابسته به نوع تفكر و فلسفه مربيان دروازهباني در كشورهاي مختلف دارد. مثلا در ايتاليا دروازهبانها چندان چابك نيستند اما در زاويه بندي تبحر دارند، در برزيل دروازهبانها فوقالعاده چابك و قدرتمند ميباشند و در انجام شيرجههاي بلند متبحر هستند، در ايران دروازهبانها نه زاويهبندي مناسب دارند و نه قدرت زيادي براي جستن از زمين، در آلمان دروازهبانها غالبا بسيار با روحيه و داراي خصائص رهبري فوقالعادهاي هستند و بسيار هم بيباكند.
بحث در اين حيطه و بازكردن آن بسيار جذاب و عميقا راهگشاست و اگر فلسفه مربيان اين كشورها را موشكافي كنيم، قطعا پي به ضعفها برده و ميتوانيم اميدوار باشيم در آينده، ما هم دروازهبانهايي همچون والتر زنگا، دينوزوف، پاليوكا، بوفون، پروتزي و … داشته باشيم.
آلن هادكينسون، مربي دروازهبانهاي تيم ملي اسكاتلند معتقد است، يك دروازهبان خوب در هر 6 مسابقه ممكن است يك اشتباه فاحش داشته باشد، و يك دروازهبان خيلي خوب در هر 9 مسابقه، يك دروازهبان عالي در هر 12 مسابقه و يك فوق ستاره در هر 15 بازي.
فرانس هوك معتقد است : مهمترين چيز در فوتبال مسابقه است و پيروز شدن در آن، دروازهبانها سخت تمرين ميكنند كه هميشه خوب باشند، بنابراين آنها بايد همان چيزهايي را تمرين كنند كه در طي يك مسابقه برايشان اتفاق ميافتد ( تمرين در زمينهاي كوچك)
بروس گروبلار، دروازهبان اسبق ليورپول و تيم ملي زيمباوه ميگويد : اگر ميخواهي دروازهبان موفقي باشي، اول يك ژيمناست خوب باش، سپس بسكتبال و هندبال را تمرين كن و اگر فرصت كردي به كريكت و بيسبال هم سري بزن، سپس به تمرينات دروازهباني بپرداز.
ژان پل سارتر، فيلسوف شهير فرانسوي هم درباره دروازهباني نظراتي دارد و ميگويد:
The Tactical role of the goalkeeper within the game is to be in a position, at several points during a game, to save his side, This would involve going beyond his capability in an individual act.
بابيهاو اعتقاد دارد، دروازهباني مجموعهاي از جست و خيزهاي آكروباتيك و آگاهانه نيست، بلكه علم است، علم محاسبه زوايا و انتخاب تمرين زاويه نسبت به توپ.
|
اولین بار استفاده از یک هافبک دفاعی مطلق CDM با تغییری در آرایش 4-4-2 رواج یافت.
به گونه ای که شکل کلاسیک 4-4-2 به 4-1-2-1-2 (یا همان 4-4-2 لوزی) و 4-1-3-2 و...تغییر یافت و یونیت دفاعی جلوی خط دفاعی را به یک بازیکن سپردند.
این بازیکن CDM یا center defense midfield نام دارد و مهره کلیدی تیم در حالت انتقال از حمله به دفاع و برعکس محسوب میگردد.
امروز با ظهور سیستم 4-1-4-1 که با بهترین کیفیت توسط اسپانیا در جام ملت های اروپا ارائه گشت ، نگاه ها به سمت افزایش توانمندی های بازیکنان حاضر در این پست معطوف گشته است.
پاتریک ویرا ، کلود ماکلله ، مایکل اسین و...نمونه های مناسبی برای این پست در سالهای اخیر هستند که با قدرت بدنی بالا ، دوندگی بی امان ، جنگندگی و البته بازی سازی دقیق شان جلوه ویژه در تبدیل حالت تیم از دفاعی به حمله دارند.
در گذشته ، وظیفه یک هافکب دفاعی تخریب بازی حریف و رساندن آن به نزدیک ترین هافبک خودی بود ، این در حالی است که امروز با سیستم 4-1-4-1 تخریب بازی حریف و تصاحب مالکیت توپ در میانه میدان تنها یکی از وظایف یک CDM محسوب میشود و امر بازی سازی و طراحی حمله تیم هم در اولین مرحله دریافت توپ در میانه میدان به هافبک های دفاعی مطلق سپرده شده است.
فوتبال نوین در حال حاضر به سمت افزایش تخصص های یک بازیکن در پست های مختلف می رود تا به این وسیله بتواند امکان افزایش سرعت توپ وبازی را داشته باشد.
فوتبال دنیا در حالی به استفاده از یک هافبک دفاعی در جلوی خط دفاعی می اندیشد که بیشترتیم های لیگ برتر خودمان با افتخار از بهره گیری از سیستم 4-2-3-1 میگویند و مربیان خود را صاحب سبک و با دانش می نامند !
به راستی ، چند درصد از مربیان لیگ برتر ایران می دانند که 4-2-3-1 را فرانسه در جام جهانی 1998 توسط امه ژاکه به اوج رسانید و پس از آن این سیستم هرگز سیستم پایه اول دنیا نبوده است ؟
|
![]() آيا سيستم بازي يك تيم را براساس تواناييهاي بازيكنان انتخاب ميكنند يا ابتداسيستم بازي برگزيده ميشود و سپس بازيكنان براساس آن سيستم چيده ميشوند؟ بهتر است سري به گذشته بزنيم: در سال 1863 فدارسيون فوتبال انگلستان قانون آفسايد را چنين تعريف كرد: <وقتي بازيكني به توپ ضربه ميزند، آن زمان همبازيهايش در موقعيت آفسايد قرار دارند كه از بازيكن ضربهزننده به دروازه حريف نزديكتر باشند>! نتايج اين قانون قابل پيشبيني است. تنها راه رسيدن به دروازه حريف دريبل زدن بودكه پيامد آن فوتبالي بدون نظم، هرج و مرج و غيرقابل پيشبيني است. شايد در همينروزها اولين سيستم فوتبال-هرچند بدون تفكر ويژه- يعني <سيستم دريبلزدن> شكلگرفت. درسالهاي پيش از جنگ جهاني اول باشگاه نيوكاسل يونايتد با تغيير در شكل اوليهسيستم دريبل زدن سه بار قهرمان انگلستان شد.
شاخصههاي اصلي سيستم بازي اين باشگاه چنين بود:
چيدمان نفرات: دو مدافع مياني،دو بال كناري و يك مهاجم نوك
سيستم دفاعي: دفاع منطقهاي همراه با آفسايدگيري
سيستم هجومي: هافبك مياني بهعنوان بازگردان ايفاي نقش ميكند.
استفاده از سه مدافع
هربرت چپمن، اولين مدير فنيتمام وقت در تاريخ فوتبال، سيستم دفاعي با سه بازيكن را بوجود آورد. در اين سيستممدافع مياني به عنوان بازيساز و يار مستقيم نوك حمله حريف بازي ميكرد. دو بالكناري و دو مهاجم متمايل به عقب از ديگر تحولات نوين اين سيستم كه به WM نيز معروفاست، بودهاند. باشگاه آرسنال به مربيگري چپمن و با به كارگيري سيستم WM بهموفقيتهاي بزرگي در فوتبال انگلستان در سالهاي 1930 دست يافت. در همين سالهابسيار از كشورهاي ديگر از سيستم بازي انگليسيها كپيبرداري كردند، به جزايتالياييها. «ويتوريو پوزو» مربي نامدار ايتاليايها به مدت 36 سال يعني ازالمپيك 1912 استكهلم تا سال 1948 رهبري لاجوردي پوشان را بر عهده داشت. در تمامياين سالها پوزو با رعايت اصول استقرار دفاعي با دو بازيكن شيوه جديدي براي مقابلهبا تله آفسايد به كار برد. ويژگيهاي اين سيستم بازي به طور خلاصه چنين بود
. چيدمان نفرات: دو مدافع مياني با پنج هافبك، يك مهاجم نوك و دو گوش كناري.
سيستم دفاعي: تركيبي از دفاع منطقهاي و دفاع پوششي كه هافبك مياني به عمق دفاعبر ميگردد. دو مدافع مياني دفاع منطقهاي انجام ميدهند.
سيستم هجومي: ضد حمله با استفاده از پاسهاي بلند. با استفاده از اين سيستمايتالياييها بين سالهاي 1930 تا 1936 از مجموع 49 بازي 33 بازي را برده و 10 بازيمساوي كردند. در اين سالها به وضوح ميبينيم ايتالياييها به اهميت هافبك ميانيپيبرده و با قرار دادن دو مدافع مياني ثابت ضريب اطمينان خط دفاعي را بالابردهاند. اين نوع سيستم بازي از جذابيت فوتبال در سالهاي قبل از جنگ جهاني دوم كمكرد. امروزه نيز به وضوح تاثيرات تفكرات پوزو را در فوتبال ايتاليا يا همان سيستمچند لايه دفاعي كاتناچيو ميبينيم.
![]() انقلاب مجاريها
تا اوايل دهه 1950 فوتبال به صورت ثابت و بدون تحرك كافي بازيميشد تا اين كه مجاريها انقلابي نوين در فوتبال و سيستم بازي به وجود آوردند. تيم ملي مجارستان با دو مهاجم نزديك به خط دروازه و يك مهاجم نوك كه با بازگشت بهعقب به عنوان هافبك بازيساز بازي ميكرد آرايش جديدي را به دنياي فوتبال معرفي كرد. سيستم هجومي مجاريها با تغيير متناوب مسير بازي و تعويض منطقهاي توپ عامل اصليتخريب سيستم دفاعي با سه بازيكن در آن روزها بود. مجاريها هم به مانند انگليسيهابا سه مدافع در دهه 1940 بازي ميكردند اما مشكل بزرگ، حضور دو مهاجم تراز اول يعني پوشكاش و هيده كوتي در ليگ مجارستان بود كه تيمهاي مجاري را مجبور ميكردند تا يكبازيكن - بال كناري - به خط دفاعي اضافه كنند. اين تغيير - بر اساس شرايط بازي وحضور دو مهاجم مهار نشدني - منجر به پيدايش سيستم دفاعي با چهار بازيكن شد. پيروزيشگفت انگيز مجارستان در مقابل انگلستان و در لندن با نتيجه 6 بر 3 در سال 1953 ازنتايج سيستم نوين مجاريها بود كه ويژگيهاي زير را داشت:
چيدمان نفرات: سه مدافعبا دو مهاجم نوك و حضور مستمر بالها در منطقه دفاعي.
سيستم دفاعي: تركيبي از دفاع منطقهاي و پوشش منطقهاي.
سيستم هجومي: تغييرمتناوب مسير بازي و ارسال پاسهاي بلند.
![]() دفاع چهار نفره برزيل
در جام جهاني 1954 برزیل بهمجارستان باخت. اين شكست سر آغاز نگرش نوين فوتبال آمريكا جنوبي به سيستمهاي بازيشد. چهار سال بعد در جام جهاني 1958 برزيل هم سيستم مجاريها را به كار گرفت وقهرمان جهان گشت. مشخصات برزيليها در اين جام به شرح زير بود:
چيدمان نفرات: دفاعمتمركز سه نفره با دو مهاجم مياني و يك گوش كلاسيك .
سيستم دفاعي: تركيبي از دفاع منطقهاي و پوشش منطقهاي
سيستم هجومي: پاسهايسريع و كوتاه همراه با تكنيك فوقالعاده فردي در اوايل دهه 1960 دفاع سه نفره ديگرحربه مناسبي براي به كار انداختن مهاجمان نبود. حضور مهاجمان باتكنيكي چونگارينشا، واوا، ديدي، زاگالو و حضور پديدهاي به نام پله ضريب اطمينان سيستم دفاعيبا سه بازيكن را زير سوِال برد. هر دو تيم انگلستان و برزيل با به كارگيري چهارمدافع در خط دفاع لزوم به كارگيري اين سيستم جديد را به دنيا معرفي كردند، اگرچهاين دو تيم با دو شكل مختلف بازي ميكردند اما سيستم دفاع چهار نفره در نزد هر دوتيم يكسان و مشهود بود. انگلستان با اين شيوه در سال 1966 قهرمان جهان شد. پيدايشليبرو ايتالياييها براي خنثي كردن دو مهاجم حريف چاره ديگري پيدا كردند. فرستادندو مدافع مياني يك خط به جلو براي مهار كردن دو مهاجم حريف و قرار گرفتن مرد سوم خطدفاعي در پشت اين دو مدافع بدون وظيفه يارگيري. اين مدافع را ليبرو يا سوئيپر نام گذاشتند.
![]() باشگاه اينتر پيشرو استفاده از ليبرو در فوتبال جهان نام گرفت. مارچلو ليپي چه ميگويد؟
مارچلو ليپي به استفاده از سيستم 4-3-3 مشهور است. وقتي از او نظرش را درمورد اين سيستم پرسيدند وي در جواب گفت: «قبل از اين كه به سراغ اعداد برويمبايد بگويم مشكل اصلي در فكر و انديشه ما است. هر تيم موظف است شخصيت و درك خاصخودش از بازي را داشته باشد. هر مربي بايد تيمش را چنان آماده كند كه بتواند درجريان بازي - و بنا به شرايط بازي - به دفعات تغيير سيستم دهد.» او در ادامه صحبتهايش و درخصوص انتخاب سيستم 4-3-3 ميگويد: «در اولين سالهاي حضورم دريوونتوس سه مهاجم داشتم؛ ويالي، راوانلي، دلپيرو. ويالي و راوانلي بسيار قدرتمندهستند اما كند. سعي ميكرديم در طول بازي دفاع حريف را به عقب ببريم تا مهاجمان مابتوانند در نزديك محوطه جريمه حريف صاحب توپ شوند. با داشتن بازيكنان سريعي چونبوكسيچ، پادوانو، اينتزاگي، دلپيرو و زيدان سعي ما بر اين بود كه توپ را درسريعترين زمان ممكن به اين بازيكنان در زمين حريف برسانيم.» وي چنين ادامه ميدهد: «شكل بازي تيممان به خصوصيات مهاجمان من بستگي دارد. وظيفه يك مربي ايناست كه كارها را راحتتر كند. بديهي است كه نميتوان از بازيكنان انتظار داشت مو بهمو دستورات يك مربي را اجرا كنند اما ميتوان بازي فوتبال را مثل يك نقاشي زيبابراي آنها ترسيم كرد»
![]() سيستمها و فوتبال ايران.
برگرديم به فوتبال ايران. اولين تغيير اساسي در سيستم بازي و تغيير آرايش از 4-4-2 به 3-5-2 در فوتبال ايران بهاوايل دهه 1990 برميگردد. براي اجراي سيستم 3-5-2 به دو پيستون كناري لازم است كهاين دو بازيكن ضمن برخورداري از تكنيك سرشار بايد داراي قدرت بدني فوقالعاده باشند، چراكه در اين سيستم حضور مستمر دو پيستون كناري در موقع حمله و دفاع ضرورياست. رفت و برگشتهاي متعدد و دويدنهاي طولاني در كنار خط طولي زمين از شاخصههاياين نوع بازي است. بكن باوئر بر پايه همين تفكر و با داشتن دو پيستون به تمام معنا يعني اشتفان ريتر و اندي برمه در سال 1990 قهرمان جهان شد. جالب است VO2 MAXظرفيت اكسيژنگيري اشتفان رويتر برابر با ادي مركس، دوچرخهسوار افسانهاي تاريخ بوده است.
در فوتبال ايران نيز حضور جواد زرينچه اين جرات را به منصور پورحيدري داد تا بااستفاده از خصوصيات اين بازيكن و تركيب دو نفره او با مجيد نامجومطلق به سيستم 3-5-2 روي آورد. استقلال با اين سيستم قهرمان آسيا شد. در همان سالها در جناح چپزمين مجتبي محرمي ظهور كرد و تيم ملي ايران صاحب دو پيستون ايدهآل شد تا بتواند باسيستم 3-5-2 بازي كند. نتيجه مروريگذرا بر تاريخ فوتبال و نگاهي جامع و دقيق به فوتبال روز دنيا و حتي فوتبال خودمان نشان ميدهد كه مربيان صاحب سبك و تفكر بادرنظرگرفتن خصوصيات بازيكنان خود و در شرايطي با در نظر گرفتن خصوصيات تيم حريفسيستم بازي خود را انتخاب ميكنند. اگرچه نبايد فراموش كنيم كه اين سيستمها نيستندكه تيم پيروز را تعيين ميكنند، داشتن تفكر ويژه تيمي براساس تمرينات منظم در قالبيك تيم باهوش و خلاق عامل اصلي پيروزي است.
![]() يك مثال بزنم؛ فريدون زندي با درخشش دركايزرسلاترن به تيم ملي دعوت شد. زندي چگونه و چرا در لاترن به عنوان يك ستارهمطرح شد؟ فريدون بازيكني است باتكنيك كه براي آنكه حداكثر تواناييهاي خود را درزمين بروز دهد، احتياج به فضا دارد. به همين دليل در كايزرسلاترن زندي به عنوانهافبك نفوذي و در پشت دو مهاجم خود بازي ميكند. عطش بينهايت او به گلزني يكي ديگراز دلايل حضور او در اين پست است اما برانكو از زندي چگونه بازي ميگيرد؟ هم درسيستم 14-2-3- و هم در سيستم 3-5-2 زندي بازيكني نيست كه بتواند در گوشه چپ زمينخودنمايي كند، اگرچه سيستم پرورشي او در فوتبال آلمان سبب گشته كه بتواند خود را بااين پست جديد اخت كند اما زندي در تيم ملي ايران هماني نيست كه در كايزرسلاترنديدهايم. آيا برانكو سيستم بازي تيم ايران را براساس مهرههايش انتخاب كرده است!
به قلم استاد پژمان نوزاد |





(1).jpg)

.jpg)
